هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا بیانگر عشق و سلوک معنوی است. کعبه به عنوان نماد عشق حقیقی توصیف شده که تنها عاشقان به آن راه مییابند. شاعر از ناتوانی خورشید در دیدن چهره معشوق و غمهای عاشقانه خود میگوید. در پایان، مرگ عاشقانه و ذوق شهید شدن در راه معشوق توصیف شده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به مفاهیمی مانند مرگ عاشقانه و شهادت نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
شماره ۱۱۸ - کعبه عشق است کانجا هیچ محمل ره نیافت
کعبه عشق است کانجا هیچ محمل ره نیافت
کس به جز عاشق در آن وادی و منزل ره نیافت ۱
آفتاب آمد که بیند عارضش بیاختیار
از هجوم غمزه، از روزن به محفل ره نیافت ۲
زان شب تارم نداند صبح کز خون دلم
سوی روزن هرگزم خورشید از گل ره نیافت ۳
وه چه صید لاغری قدسی، که مُردی و ز ننگ
ذوق بسملکردنت در طبع قاتل ره نیافت ۴
کس به جز عاشق در آن وادی و منزل ره نیافت ۱
آفتاب آمد که بیند عارضش بیاختیار
از هجوم غمزه، از روزن به محفل ره نیافت ۲
زان شب تارم نداند صبح کز خون دلم
سوی روزن هرگزم خورشید از گل ره نیافت ۳
وه چه صید لاغری قدسی، که مُردی و ز ننگ
ذوق بسملکردنت در طبع قاتل ره نیافت ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - ایام بهارست و هوای چمنم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - پیغام وداع آمد و با گوش به جنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.