هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، رنجهای آن و مسیر دشوار رسیدن به معشوق سخن میگوید. شاعر از پروانه و شمع، خون و شهادت، و مسیر پر فراز و نشیب عشق صحبت میکند و اشاره میکند که این راه با تفکر باطل و بدون تسلیم به تقدیر، قابل پیمودن نیست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'خون' و 'شهادت' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۲۹ - با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت
با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت
هرجا که رود دل ز پی دل نتوان رفت ۱
خون میمکد از تیغ شهادت لب زخمم
تا بر اثر خون پی قاتل نتوان رفت ۲
هر گوشه لبی پر ز فغان است درین راه
بر صوت جرس از پی محمل نتوان رفت ۳
گر کعبه مقصد طلبی تن به قضا ده
کاین راه به اندیشه باطل نتوان رفت ۴
نقش مژه از صورت پا گر نشناسی
در بادیه عشق به منزل نتوان رفت ۵
هرجا که رود دل ز پی دل نتوان رفت ۱
خون میمکد از تیغ شهادت لب زخمم
تا بر اثر خون پی قاتل نتوان رفت ۲
هر گوشه لبی پر ز فغان است درین راه
بر صوت جرس از پی محمل نتوان رفت ۳
گر کعبه مقصد طلبی تن به قضا ده
کاین راه به اندیشه باطل نتوان رفت ۴
نقش مژه از صورت پا گر نشناسی
در بادیه عشق به منزل نتوان رفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - از شیشه نه می در دل مخمور فرو ریخت
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.