هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که در آن شاعر از عشق، درد فراق، غیرت و رنجهای عاشقی سخن میگوید. تصاویری مانند خیال معشوق، ناوک غیرت، و صحنههای نمادین مانند کوهکن شدن و نشستن بر لب جیحون، احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه را به تصویر میکشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از نمادها و استعارههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
شماره ۱۳۰ - هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
در جگر صد ناوک غیرت مرا افزون نشست ۱
شب خیال قامتت از دیده تر میگذشت
تا به گردن همچو شاخ ارغوان در خون نشست ۲
ناقه محملنشین یک بار راهی گم نکرد
عمرها مجنون به این امید در هامون نشست ۳
در میان عاشق و معشوق قاصد رسم نیست
کوهکن شد باخبر شیرین چو بر گلگون نشست ۴
آب و آتش را به هم یک جای نتوان داشتن
عشق چون زد خیمه در دل جان ز تن بیرون نشست ۵
یک قفس جای دو بلبل نیست ای لیلیوشان
تا من از دامان صحرا خاستم، مجنون نشست ۶
اینقدر دانم که جان بر دل گرانی میکند
نیستم آگه که پیکان تو در دل چون نشست ۷
پیش دشمن روی جانان سیر نتوانست دید
قدسی امشب العطش گو، بر لب جیحون نشست ۸
در جگر صد ناوک غیرت مرا افزون نشست ۱
شب خیال قامتت از دیده تر میگذشت
تا به گردن همچو شاخ ارغوان در خون نشست ۲
ناقه محملنشین یک بار راهی گم نکرد
عمرها مجنون به این امید در هامون نشست ۳
در میان عاشق و معشوق قاصد رسم نیست
کوهکن شد باخبر شیرین چو بر گلگون نشست ۴
آب و آتش را به هم یک جای نتوان داشتن
عشق چون زد خیمه در دل جان ز تن بیرون نشست ۵
یک قفس جای دو بلبل نیست ای لیلیوشان
تا من از دامان صحرا خاستم، مجنون نشست ۶
اینقدر دانم که جان بر دل گرانی میکند
نیستم آگه که پیکان تو در دل چون نشست ۷
پیش دشمن روی جانان سیر نتوانست دید
قدسی امشب العطش گو، بر لب جیحون نشست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - منم که نور خرد در چراغ من غلط است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.