هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و جنون سخن می‌گوید و خود را اسیر عشق می‌داند. او احساس می‌کند که خرد و منطق در وجودش جایگاهی ندارد و تنها عشق و جنون بر او حاکم است. همچنین، از درد و رنج عشق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که دیگران نمی‌توانند درد او را درک کنند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و روان‌شناختی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیده‌تر مانند جنون و رنج عشق، مناسب‌تر برای نوجوانان و بزرگسالان است.

شماره ۱۳۱ - منم که نور خرد در چراغ من غلط است

منم که نور خرد در چراغ من غلط است
بجز هوای جنون در دماغ من غلط است ۱

سرود مرغ من الماس بر جگر پاشد
ترانه‌سنجی بلبل به زاغ من غلط است ۲

نگه ز دیدن آن، ریش گردد ای همدم
برو که دیده گشودن به داغ من غلط است ۳

تمام، خون دل است و فشرده الماس
نبرده پی لب من، یا ایاغ من غلط است ۴

نشان پا طلبد خصر و من به وادی عشق
به دیده می‌سپرم ره، سراغ من غلط است ۵

تمام شعله شوای طایر حرم، زنهار
به بال و پر هوس گشتِ باغ من غلط است ۶

طبیب گو مده آزار خود، که چون قدسی
اسیر گشته عشقم، فراغ من غلط است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - بر جرعه‌نوش عشق، بجز خون حلال نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.