هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از داغ دل، میل ملاقات، حسد و سودای عشق مینالد و از زلف یار و رخسار او یاد میکند. تصاویری مانند لاله داغدار، دیده پرخون، و سلسله زلف، همه نشاندهنده عشق آتشین و رنجهای آن هستند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۴۹ - باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
خون دل، میل ملاقات ایاغم دارد ۱
عشق چون قسمت اسباب معیشت میکرد
لاله داغی ز میان برد، که داغم دارد ۲
شب که دزدیدهام آرد به سر کوی تو پای
از حسد دیده پرخون به چراغم دارد ۳
آن نهالم که ز شادی ننشینم از پای
گر بدانم که خزان روی به باغم دارد ۴
از چه در سلسله زلف تو دارد دستم؟
گر نه سودا سر آشوب دماغم دارد ۵
محرم زلف و رخ او نتوان دید کسی
شانه دل میخلد و آینه داغم دارد ۶
خون دل، میل ملاقات ایاغم دارد ۱
عشق چون قسمت اسباب معیشت میکرد
لاله داغی ز میان برد، که داغم دارد ۲
شب که دزدیدهام آرد به سر کوی تو پای
از حسد دیده پرخون به چراغم دارد ۳
آن نهالم که ز شادی ننشینم از پای
گر بدانم که خزان روی به باغم دارد ۴
از چه در سلسله زلف تو دارد دستم؟
گر نه سودا سر آشوب دماغم دارد ۵
محرم زلف و رخ او نتوان دید کسی
شانه دل میخلد و آینه داغم دارد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - هر لحظه نظر بر دگری دوخته دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.