هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و ناکامیهای خود میگوید. او احساس میکند که عشق، سیاهبختی و اندوه برایش به ارمغان آورده است. با وجود تلاشهایش برای صلح و آرامش، تنها جنگ و ناسازگاری نصیبش شده است. همچنین، شاعر از حرص و ولع نگاه معشوق و بیوفایی او شکایت دارد و بیان میکند که این عشق، دود و آتش به دلش انداخته است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و اندوهگین موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناکامی، بیوفایی و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان دیده میشود.
شماره ۱۷۰ - چون غنچه دلم از نم خون زنگ برآورد
چون غنچه دلم از نم خون زنگ برآورد
خون دل من عاقبت این رنگ برآورد ۱
نه غنچه این باغم و نه لاله این دشت
عشق از چه سیهبختم و دلتنگ برآورد؟ ۲
در بزم تو امشب به دلم خوش اثری داشت
هر نغمه که مطرب ز رگ چنگ برآورد ۳
ننشست موافق به کسی نقش مرادم
با هرکه در صلح زدم جنگ برآورد ۴
هرگز نشد از لذت دیدار تسلی
حرص نگهت چشم مرا تنگ برآورد ۵
آهم به وفا کرد ترا گرمتر از من
دود دلم آتش ز دل سنگ برآورد ۶
خون دل من عاقبت این رنگ برآورد ۱
نه غنچه این باغم و نه لاله این دشت
عشق از چه سیهبختم و دلتنگ برآورد؟ ۲
در بزم تو امشب به دلم خوش اثری داشت
هر نغمه که مطرب ز رگ چنگ برآورد ۳
ننشست موافق به کسی نقش مرادم
با هرکه در صلح زدم جنگ برآورد ۴
هرگز نشد از لذت دیدار تسلی
حرص نگهت چشم مرا تنگ برآورد ۵
آهم به وفا کرد ترا گرمتر از من
دود دلم آتش ز دل سنگ برآورد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن میکند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - نشاط ما اسیران از دل اندوهگین باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.