هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شوق شدید خود سخن میگوید و از درد و رنجی که متحمل شده است. او از اشکهای خونین و غمهایش میگوید و اشارهای به تأثیر نگاه معشوق دارد. در نهایت، شاعر از بیخبری رفیقش از حال او شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات عمیق، مناسبتر برای سنین بالاتر است.
شماره ۱۸۰ - نام تو بردم آتش شوقم به جان فتاد
نام تو بردم آتش شوقم به جان فتاد
باز این نهفتنی سخنم بر زبان فتاد ۱
طفلی بود که خون دلم خورده جای شیر
هر قطره اشک کز مژه خونفشان فتاد ۲
غوغای رستخیز برآمد ز هر طرف
چشمت مگر به نیمنگه در زمان فتاد؟ ۳
در دیدهام خیال تو هرچند سیر کرد
هرجا نظر فکند بر آب روان فتاد ۴
آگه ز حال غرقه به خونان نهای، ای رفیق
کشتی ز موجخیز غمت بر کران فتاد ۵
باز این نهفتنی سخنم بر زبان فتاد ۱
طفلی بود که خون دلم خورده جای شیر
هر قطره اشک کز مژه خونفشان فتاد ۲
غوغای رستخیز برآمد ز هر طرف
چشمت مگر به نیمنگه در زمان فتاد؟ ۳
در دیدهام خیال تو هرچند سیر کرد
هرجا نظر فکند بر آب روان فتاد ۴
آگه ز حال غرقه به خونان نهای، ای رفیق
کشتی ز موجخیز غمت بر کران فتاد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - هرگزم دیده چنین مایل دیدار نبود
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - چه باشد جان که عاشق در ره جانان برافشاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.