هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق و دردناک خود سخن میگوید. او با اشاره به بادهنوشی و مستی، از غم و اندوه درونی خود میگوید که باعث پر شدن دلش از خون میشود. همچنین، او از رسوایی و حیرت خود سخن میگوید و مقایسههایی مانند پر شدن دیده از خون و پر شدن ساغر از می انجام میدهد. این متن پر از تصاویر شاعرانه و احساسات تلخ و شیرین است.
رده سنی:
18+
این متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۱۰ - باده گر فردا خورم، عالم کنون پر میشود
باده گر فردا خورم، عالم کنون پر میشود
تا شده جامم تهی، صد دل ز خون پر میشود ۱
پیش ازان کز بیخودی بر تن درم پیراهنی
عالم از رسواییام بنگر که چون پر میشود ۲
کی به گلچیدن چو بیدردان به گلشن میروم؟
تا مرا دامن ز اشک لالهگون پر میشود ۳
ساغرم بر کف تهی و سر پر از سودای خام
حیرتی دارم که چون ظرف نگون پر میشود؟ ۴
چون صباح عید، رندان شیشهها پر مِی کنند
دیده ما هم ز خون بهر شگون پر میشود ۵
تا شده جامم تهی، صد دل ز خون پر میشود ۱
پیش ازان کز بیخودی بر تن درم پیراهنی
عالم از رسواییام بنگر که چون پر میشود ۲
کی به گلچیدن چو بیدردان به گلشن میروم؟
تا مرا دامن ز اشک لالهگون پر میشود ۳
ساغرم بر کف تهی و سر پر از سودای خام
حیرتی دارم که چون ظرف نگون پر میشود؟ ۴
چون صباح عید، رندان شیشهها پر مِی کنند
دیده ما هم ز خون بهر شگون پر میشود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - دلم پروای این و آن ندارد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - آسودگی نصیب دل زار کس مباد!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.