هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج انسانهای دلشکسته و ناامید است که آرزوی آسایش و عافیت برای دیگران دارند، اما خود درگیر غم و اندوه هستند. شاعر از عشق، رنجهای زندگی و بیقراری روحی سخن میگوید و تمایلی به وابستگی به دنیا و مظاهر آن ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دلشکستگی و رنجهای روحی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۱ - آسودگی نصیب دل زار کس مباد!
آسودگی نصیب دل زار کس مباد!
مرهم وبال سینه افگار کس مباد! ۱
بس دلشکستهایم ز آسودهخاطری
یا رب که عافیت پی آزار کس مباد! ۲
شادم به کوچهگردی عالم چو آفتاب
آسایشم ز سایه دیوار کس مباد! ۳
شد زهد شیخ و برهمن آمد به راه عشق
دل در گرو به سبحه و زنار کس مباد! ۴
تا دل به خون خویش نغلتد، نمیشود
این صید خونگرفته، گرفتار کس مباد! ۵
قدسی ز غنچه دلت آتش علم کشید
این گل، نصیب گوشه دستار کس مباد ۶
مرهم وبال سینه افگار کس مباد! ۱
بس دلشکستهایم ز آسودهخاطری
یا رب که عافیت پی آزار کس مباد! ۲
شادم به کوچهگردی عالم چو آفتاب
آسایشم ز سایه دیوار کس مباد! ۳
شد زهد شیخ و برهمن آمد به راه عشق
دل در گرو به سبحه و زنار کس مباد! ۴
تا دل به خون خویش نغلتد، نمیشود
این صید خونگرفته، گرفتار کس مباد! ۵
قدسی ز غنچه دلت آتش علم کشید
این گل، نصیب گوشه دستار کس مباد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۰ - باده گر فردا خورم، عالم کنون پر میشود
گوهر بعدی:شماره ۲۱۲ - دگر به وسوسه توبهام دماغ نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.