هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از عشق و فراق سخن میگوید. او از دلتنگی، انتظار و آرزوی دیدار معشوق میگوید و از طبیعت و عناصری مانند صبا، گل و باغ به عنوان نمادهایی برای بیان احساساتش استفاده میکند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند رهایی، بند و گره اشاره میکند که نشاندهندهی دغدغههای عرفانی اوست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۲۱۶ - در چمن کی دلم از فیض هوا بگشاید؟
در چمن کی دلم از فیض هوا بگشاید؟
پرده بگشا که ز رویت دل ما بگشاید ۱
عیش این باغ به اندازه یک تنگدل است
کاش گل غنچه شود تا دل ما بگشاید ۲
بر سر نکهت زلفت چو صبا میلرزم
که مبادا سر زلف تو صبا بگشاید ۳
عمرها رفت که لبتشنه تیغ ستمیم
رحمتی کو که رگ ابر بلا بگشاید ۴
بوی پیراهن یوسف به صبا باز دهند
هر کجا یوسف من بند قبا بگشاید ۵
گر بود بوی سر زلف تو همراه صبا
بوستان دست به تاراج صبا بگشاید ۶
تا که از سینه برون کرده غمی باز، که عشق
میفرستد به دلم مژده که جا بگشاید ۷
آسمان چون مه نو، گر همه ناخن گردد
نتواند گره از رشته ما بگشاید ۸
هیچکس رشته ز مکتوب دلم باز نکرد
سر این نامه مگر روز جزا بگشاید ۹
قدسی از عشق رهایی مطلب کاین صیاد
بند بر دل چو نهد، رشته ز پا بگشاید ۱۰
پرده بگشا که ز رویت دل ما بگشاید ۱
عیش این باغ به اندازه یک تنگدل است
کاش گل غنچه شود تا دل ما بگشاید ۲
بر سر نکهت زلفت چو صبا میلرزم
که مبادا سر زلف تو صبا بگشاید ۳
عمرها رفت که لبتشنه تیغ ستمیم
رحمتی کو که رگ ابر بلا بگشاید ۴
بوی پیراهن یوسف به صبا باز دهند
هر کجا یوسف من بند قبا بگشاید ۵
گر بود بوی سر زلف تو همراه صبا
بوستان دست به تاراج صبا بگشاید ۶
تا که از سینه برون کرده غمی باز، که عشق
میفرستد به دلم مژده که جا بگشاید ۷
آسمان چون مه نو، گر همه ناخن گردد
نتواند گره از رشته ما بگشاید ۸
هیچکس رشته ز مکتوب دلم باز نکرد
سر این نامه مگر روز جزا بگشاید ۹
قدسی از عشق رهایی مطلب کاین صیاد
بند بر دل چو نهد، رشته ز پا بگشاید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - آن غنچهام که راز دلم بر ملا نشد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - هرکجا زندهدلان شست دعا بگشایند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.