هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و تلخیهای زندگی میگوید. او از عشق نافرجام، بدنامی، و ناکامیهایش سخن میراند و بیان میکند که هر لذتی با رنجی همراه است. این اشعار حالتی حسرتبار و غمگین دارند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و تلخی زندگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۴۸ - هیچ دورانی چو عهد بیسرانجامی نبود
هیچ دورانی چو عهد بیسرانجامی نبود
حیف ازان عمری که در خونابه آشامی نبود ۱
در دل گرمم نماند افزون ز یک دوزخ شرر
هرگزم در عشق خوبان دل به این خامی نبود ۲
غیرتم نگذاشت کو را شهره عالم کنم
گر نکردم خویش را رسوا، ز بدنامی نبود ۳
هیچ نوشی را ندیدم کز عقب نیشی نداشت
آزمودم، هیچ کامی همچو ناکامی نبود ۴
حیف ازان عمری که در خونابه آشامی نبود ۱
در دل گرمم نماند افزون ز یک دوزخ شرر
هرگزم در عشق خوبان دل به این خامی نبود ۲
غیرتم نگذاشت کو را شهره عالم کنم
گر نکردم خویش را رسوا، ز بدنامی نبود ۳
هیچ نوشی را ندیدم کز عقب نیشی نداشت
آزمودم، هیچ کامی همچو ناکامی نبود ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - دگر بر آتش می، توبه سوختن دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - ..............................
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.