هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناامیدی و شکست در درمان درد عشق و انتظار بی‌ثمر سخن می‌گوید. او به دنبال آرامش در طبیعت بود اما به آن نرسید، وعده‌های فردا نیز محقق نشد و عمر خود را در انتظار گذراند بدون آنکه به خواسته‌اش برسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های عرفانی مانند 'مجنون' و 'درد عشق' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۷۲ - رفتم به بوستان که دلم وا شود، نشد

رفتم به بوستان که دلم وا شود، نشد
گفتم که درد عشق مداوا شود، نشد ۱

سودا به شهر و کوی بود، نی به کوه و دشت
مجنون خیال کرد که رسوا شود، نشد ۲

امروز غربتم به جزای عمل رساند
گفتم مگر که وعده به فردا شود، نشد ۳

عمری چو نقش پا به سر کوی انتظار
چشمم به راه بود که پیدا شود، نشد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۱ - با من، غمت ز مهر، دویی در میان ندید
گوهر بعدی:شماره ۲۷۳ - دلم به عشق فسونساز برنمی‌آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.