هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر فداکاری و عشق بیقید و شرط شاعر است. او از رنجها و فداکاریهای خود در راه عشق میگوید، از غم و حسرتهایی که کشیده و از اشتیاقی که به معشوق دارد. شاعر حتی از انجام فرایض دینی هم به خاطر عشق به معشوق بازمانده و این نشاندهندهی عمق احساسات اوست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند فداکاری در عشق و غمهای عمیق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۳۵ - تو گر بر من کشیدی تیغ، من هم جان فدا کردم
تو گر بر من کشیدی تیغ، من هم جان فدا کردم
به قدر وسع خود دین محبت را ادا کردم ۱
نسیم شوق گو ضایع مگردان بوی پیراهن
که من چون شمع از خاکستر خود توتیا کردم ۲
ز گلشن گل نچیدم تا نهادم داغ غم بر دل
ز می لذت نبردم تا به خون لب آشنا کردم ۳
نهال بیغمی جز میوه حسرت نمیآرد
ندیدم روز خوش تا دامن غم را رها کردم ۴
فریب الفت خود عاجزم دارد، نمیدانم
که با بیگانه، باز این آشنایی از کجا کردم ۵
ز چرخ آزرده بودم، رخصت آهی به دل دادم
چه سیل شعلهای در کار این مشت گیا کردم ۶
ز راه کعبهام مانع هوای دیر شد قدسی
ز شوق سجده بت، طاعت حق را قضا کردم ۷
به قدر وسع خود دین محبت را ادا کردم ۱
نسیم شوق گو ضایع مگردان بوی پیراهن
که من چون شمع از خاکستر خود توتیا کردم ۲
ز گلشن گل نچیدم تا نهادم داغ غم بر دل
ز می لذت نبردم تا به خون لب آشنا کردم ۳
نهال بیغمی جز میوه حسرت نمیآرد
ندیدم روز خوش تا دامن غم را رها کردم ۴
فریب الفت خود عاجزم دارد، نمیدانم
که با بیگانه، باز این آشنایی از کجا کردم ۵
ز چرخ آزرده بودم، رخصت آهی به دل دادم
چه سیل شعلهای در کار این مشت گیا کردم ۶
ز راه کعبهام مانع هوای دیر شد قدسی
ز شوق سجده بت، طاعت حق را قضا کردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۴ - یاد باد آن کز گلی در سینه خاری داشتم
گوهر بعدی:شماره ۳۳۶ - چه شعلهها زده سر ز آتشی که من دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.