هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنجهای روحی، و وابستگی به معشوق است. شاعر از ضعف و ناتوانی خود در برابر عشق سخن میگوید و از باد طوفانی میخواهد که او را به ساحل امن برساند. همچنین، او به بلندهمتی و عشق والای خود اشاره میکند و تأکید دارد که بدون معشوق، قلبش پر از رنج است. در پایان، شاعر خود را مجنون نمیداند، بلکه عاشقی است که به معشوق والایش میاندیشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۵۶ - روزی که ناخنی نزند عشق بر دلم
روزی که ناخنی نزند عشق بر دلم
چون آتش فسرده و چون صید بسملم ۱
صد برگ گل که جمع کنی غنچهای شود
آسان گره نخورده چنین، کار مشکلم ۲
دارد ز بس که بر نظر پاکم اعتماد
پروانه خود چراغ در آرد به محفلم ۳
افکند ناتوانیام از خود به گوشهای
چون قطره عرق، بن موییست منزلم ۴
کو باد شرطهای که به طوفانم افکند؟
آن باد شرطه نیست که آرد به ساحلم ۵
محکم گرفته دامنم این خاک آستان
گویا سرشتهاند ز خاک درت گلم ۶
انداز دل مرا به سر تیر میبرد
بیدرد را گمان که ز صیاد غافلم ۷
کوتهنظر زند به گل و لاله دست و من
از همت بلند، به سرو تو مایلم ۸
در خواندنم حدیث بدآموز نشنوی
گر بشنوی که بی تو چها رفته بر دلم ۹
نقش پی دلیل، کم از چشم بد نبود
بنگر که بیخطر گذراند از چه منزلم ۱۰
ضعفم ازان گذشته که صیدم کند کسی
بیرشتهام مقید و بی تیغ بسملم ۱۱
در گردش است کاسه چشمم پیالهوار
ساقی اگر رود نفسی از مقابلم ۱۲
قدسی نظر به شاهسواران بود مرا
مجنون نیم، به ناقه چکار و به محملم ۱۳
چون آتش فسرده و چون صید بسملم ۱
صد برگ گل که جمع کنی غنچهای شود
آسان گره نخورده چنین، کار مشکلم ۲
دارد ز بس که بر نظر پاکم اعتماد
پروانه خود چراغ در آرد به محفلم ۳
افکند ناتوانیام از خود به گوشهای
چون قطره عرق، بن موییست منزلم ۴
کو باد شرطهای که به طوفانم افکند؟
آن باد شرطه نیست که آرد به ساحلم ۵
محکم گرفته دامنم این خاک آستان
گویا سرشتهاند ز خاک درت گلم ۶
انداز دل مرا به سر تیر میبرد
بیدرد را گمان که ز صیاد غافلم ۷
کوتهنظر زند به گل و لاله دست و من
از همت بلند، به سرو تو مایلم ۸
در خواندنم حدیث بدآموز نشنوی
گر بشنوی که بی تو چها رفته بر دلم ۹
نقش پی دلیل، کم از چشم بد نبود
بنگر که بیخطر گذراند از چه منزلم ۱۰
ضعفم ازان گذشته که صیدم کند کسی
بیرشتهام مقید و بی تیغ بسملم ۱۱
در گردش است کاسه چشمم پیالهوار
ساقی اگر رود نفسی از مقابلم ۱۲
قدسی نظر به شاهسواران بود مرا
مجنون نیم، به ناقه چکار و به محملم ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۵ - دایم چو غنچه سر به گریبان گریستم
گوهر بعدی:شماره ۳۵۷ - تلخ است زبان در دهن از تلخی کامم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.