هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساس غم و اندوه، بیقراری و دوری از معشوق است. شاعر از گذر عمر در انتظار و از دست دادن فرصتها سخن میگوید. او از ناتوانی در یافتن آرامش و سردرگمی در زندگی مینالد و احساس میکند که در دنیای غم و جدایی غرق شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، احساسات بیانشده مانند ناامیدی و سردرگمی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شماره ۳۷۰ - بر سر کوی تو عمری شد که ما افتادهایم
بر سر کوی تو عمری شد که ما افتادهایم
دست و پا گم کرده و در دست و پا افتادهایم ۱
ذوق صحبت را غنیمت دان، وگرنه چون مژه
تا گشایی دیده را، از هم جدا افتادهایم ۲
سوی مشتاقان نمیآرد نسیم پیرهن
چند روزی شد که از چشم صبا افتادهایم ۳
بس که غم خوردیم، در عالم غم دیگر نماند
گوییا برقیم و در دشت گیا افتادهایم ۴
شیوه بیگانگی را هم نمیداند که چیست
عمرها دنبال آن ناآشنا افتادهایم ۵
۶
دست و پا گم کرده و در دست و پا افتادهایم ۱
ذوق صحبت را غنیمت دان، وگرنه چون مژه
تا گشایی دیده را، از هم جدا افتادهایم ۲
سوی مشتاقان نمیآرد نسیم پیرهن
چند روزی شد که از چشم صبا افتادهایم ۳
بس که غم خوردیم، در عالم غم دیگر نماند
گوییا برقیم و در دشت گیا افتادهایم ۴
شیوه بیگانگی را هم نمیداند که چیست
عمرها دنبال آن ناآشنا افتادهایم ۵
۶
تعداد ابیات: ۵
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۹ - خضر اگر آب حیات آورد، خون دانستهام
گوهر بعدی:شماره ۳۷۱ - دیده را در عشق ازین به، مبتلا میخواستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.