هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و حسرت‌آمیز، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از عشق، دوری، حسرت و آرزوهای بربادرفته سخن می‌گوید و با تصاویر زیبا و احساسی، درد فراق و تمایل به وصال را توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۴۰۰ - دوش بر خاک درت عرض جبین می‌کردم

دوش بر خاک درت عرض جبین می‌کردم
وز جبین درخور آن، سجده گزین می‌کردم ۱

گر خیال تو به آیینه گمان می‌بردم
در دل آینه، چون عکس، کمین می‌کردم ۲

من چه دانم که مثنا نشود وصل تو، کاش
روز اول، نگه بازپسین می‌کردم ۳

تهمت خرمی از هر دو جهان برمی‌خاست
گر به اندازه غم، ناله حزین می‌کردم ۴

گر نسیم سحری همره خویشم می‌برد
از سر زلف بتان، غارت چین می‌کردم ۵

عشق می‌گویم و رخساره به خون می‌شویم
عمرها خدمت دل بهر همین می‌کردم ۶

نگرفتم ز لب نوش تو بوسی، ای کاش
تازه، کامی ز می عشق چنین می‌کردم ۷

فال حسرت زدم و گشت اجابت شب دوش
کاش امروز دعایی به ازین می‌کردم ۸

تا نگاهی نکند سوی تو پنهان از من
در پی دیده چو دل، دوش کمین می‌کردم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۹ - ما حرف سود خویش برای زیان زدیم
گوهر بعدی:شماره ۴۰۱ - در خون دل از دیده خونبار نشستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.