هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از افسردگی و ناامیدی خود میگوید و از نبود عشق و شور در زندگی شکایت دارد. او از گذران عمر بدون بهرهگیری از زیباییهای زندگی ابراز تأسف میکند و آرزو میکند که ای کاش غمهایش زودتر میآمدند تا عمرش را بیهوده صرف خود نمیکرد. شاعر همچنین از عشق نافرجام و تنهایی خود سخن میگوید و در نهایت، خود را مانند خاری میداند که باید از راه دور انداخته شود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با بیان احساسات پیچیده و غمانگیز، مناسب مخاطبان با درک بالاتر از نوجوانی است.
شماره ۴۱۰ - حیرانم از افسردگی، در کار و بار خویشتن
حیرانم از افسردگی، در کار و بار خویشتن
کو عشق تا آتش زنم، در روزگار خویشتن ۱
گفتم مبادا بعد من، ملک کسی گردد غمت
تا بیع بستم، کردمش وقف مزار خویشتن ۲
در محفل روحانیان، گردد ز مو باریکتر
تا نغمهای بیرون کشد، مطرب ز تار خویشتن ۳
با آنکه عمرم در چمن، در پای گلبن صرف شد
هرگز ندیدم تا منم، گل در کنار خویشتن ۴
این عقده کز دل غنچه را بگشود، کی بودی چنان
گر از دل بلبل، صبا رفتی غبار خویشتن ۵
عمرم نمیشد صرف خود، گر زود میآمد غمت
بر شاخ چون ماند گلی، گردد نثار خویشتن ۶
بیخود شبی میخواستم، گردم به گرد کوی او
هرجا نظر انداختم، گشتم دچار خویشتن ۷
گر فصل گل جستم خزان، معذور دار ای باغبان
من عاشقم، برداشتم چشم از بهار خویشتن ۸
حیف است جز بر برگ گل، جولان سمند ناز را
خارم، به دور افکن مرا از رهگذار خویشتن ۹
روزی که چون گلبن، بتان، میل گلافشانی کنند
از پاره دل پر کنم، من هم کنار خویشتن ۱۰
کو عشق تا آتش زنم، در روزگار خویشتن ۱
گفتم مبادا بعد من، ملک کسی گردد غمت
تا بیع بستم، کردمش وقف مزار خویشتن ۲
در محفل روحانیان، گردد ز مو باریکتر
تا نغمهای بیرون کشد، مطرب ز تار خویشتن ۳
با آنکه عمرم در چمن، در پای گلبن صرف شد
هرگز ندیدم تا منم، گل در کنار خویشتن ۴
این عقده کز دل غنچه را بگشود، کی بودی چنان
گر از دل بلبل، صبا رفتی غبار خویشتن ۵
عمرم نمیشد صرف خود، گر زود میآمد غمت
بر شاخ چون ماند گلی، گردد نثار خویشتن ۶
بیخود شبی میخواستم، گردم به گرد کوی او
هرجا نظر انداختم، گشتم دچار خویشتن ۷
گر فصل گل جستم خزان، معذور دار ای باغبان
من عاشقم، برداشتم چشم از بهار خویشتن ۸
حیف است جز بر برگ گل، جولان سمند ناز را
خارم، به دور افکن مرا از رهگذار خویشتن ۹
روزی که چون گلبن، بتان، میل گلافشانی کنند
از پاره دل پر کنم، من هم کنار خویشتن ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۹ - ..............................
گوهر بعدی:شماره ۴۱۱ - مباش غره به عهد قدیم و یار کهن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.