هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر نارضایتی از بیتفاوتی معشوق در برابر درد و رنج عاشق است. شاعر از خرابی دنیا به دلیل بیاعتنایی معشوق میگوید و اشاره میکند که عشق با همهی گرفتاریهایش، زندگی ابدی است. همچنین، از بیعدالتی و بیتوجهی معشوق شکایت کرده و او را به رها کردن دلش تشویق میکند اگر قصد شکار ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند گرفتاری عشق و شکایت از معشوق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۳۱ - از تو دلها همه ناشاد و تو هم شاد نهای
از تو دلها همه ناشاد و تو هم شاد نهای
عالمی از تو خراب است و تو آباد نهای ۱
در گرفتاری عشق است حیات ابدی
جان به شکرانه ده ای صید، که آزاد نهای ۲
در حق من سخن غیر مگر کردی گوش؟
که دو روزست به من بر سر بیداد نهای ۳
گر سر زلف نداری، دل خود بیرون کش
در ره صید مکش دام، چو صیاد نهای ۴
عالمی از تو خراب است و تو آباد نهای ۱
در گرفتاری عشق است حیات ابدی
جان به شکرانه ده ای صید، که آزاد نهای ۲
در حق من سخن غیر مگر کردی گوش؟
که دو روزست به من بر سر بیداد نهای ۳
گر سر زلف نداری، دل خود بیرون کش
در ره صید مکش دام، چو صیاد نهای ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۰ - شاد باش ای دل که خود را خوب رسوا کردهای
گوهر بعدی:شماره ۴۳۲ - کشتهای اول به نازم، باز خندان کردهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.