هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق عمیق و ناامیدانه خود به معشوق میگوید که تمام وجودش را تسخیر کرده است. او از نگاه گرم معشوق و آتش عشق سخن میگوید و بیان میکند که دلش به موی معشوق بسته است. همچنین، شاعر اشاره میکند که عشق ورزیدن با روشهای سنتی و مذهبی متفاوت است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و برخی اشارات غیرمستقیم به مسائل احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۴۵۳ - چنان افتادهام از کار، بهر لاله رخساری
چنان افتادهام از کار، بهر لاله رخساری
که غیر از دیدن رویش نمیآید ز من کاری ۱
فضای سینه را چندان که میجویم، نمییابم
ز یاران به دل نزدیک، غیر از ناوکش یاری ۲
نگاهی داشت هر سو گرم، ساقی دوش در مجلس
نمیدانم که آتش در که زد، من سوختم باری ۳
ز زلف یار نتوانم بریدن دل به آسانی
که بر وی عمرها شد بسته دارم دل به هر تاری ۴
ز شیخ و برهمن ناید طریق عشق ورزیدن
یکی مشغول تسبیحی، یکی در بند زناّری ۵
که غیر از دیدن رویش نمیآید ز من کاری ۱
فضای سینه را چندان که میجویم، نمییابم
ز یاران به دل نزدیک، غیر از ناوکش یاری ۲
نگاهی داشت هر سو گرم، ساقی دوش در مجلس
نمیدانم که آتش در که زد، من سوختم باری ۳
ز زلف یار نتوانم بریدن دل به آسانی
که بر وی عمرها شد بسته دارم دل به هر تاری ۴
ز شیخ و برهمن ناید طریق عشق ورزیدن
یکی مشغول تسبیحی، یکی در بند زناّری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۲ - نماند در بدنم جان ز جستجوی گلی
گوهر بعدی:شماره ۴۵۴ - نکردم از سر کویت به هیچ گلشن روی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.