هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از جستجوی بیثمر خود برای یافتن وطنی مانند کویت سخن میگوید. او از دشمنان خود نفرت دارد و قامت موزون معشوقه را ستایش میکند. شاعر همچنین از پریشانحالی خود و امید به شنیدن سخنی از معشوقه میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از استعارهها و کنایهها برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۵۷ - چو باد صبح گذشتم به گرد هر چمنی
چو باد صبح گذشتم به گرد هر چمنی
برای خویش، چو کویت نیافتم وطنی ۱
چو دست خصم زلیخا، بریده باد آن دست
که بر تنی نتواند درید پیرهنی ۲
چو قامت تو نهالی ندیدهام موزون
به اتفاق صبا گشتهام به هر چمنی ۳
روم به دایره مردم پریشانبخت
مگر ز موی تو بر گوش من خورد سخنی ۴
برای خویش، چو کویت نیافتم وطنی ۱
چو دست خصم زلیخا، بریده باد آن دست
که بر تنی نتواند درید پیرهنی ۲
چو قامت تو نهالی ندیدهام موزون
به اتفاق صبا گشتهام به هر چمنی ۳
روم به دایره مردم پریشانبخت
مگر ز موی تو بر گوش من خورد سخنی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۶ - میکنم در بوستان با عندلیبان شیونی
گوهر بعدی:شماره ۴۵۸ - هرگوشه چو مینا، صنم حور سرشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.