هوش مصنوعی:
شاعر بیان میکند که هرگز از جام شکایت جرعهنوشی نکرده و پیام شکایتش نیز ناتمام مانده است. او احساس میکند که قلبش توان تحمل جفای دیگران را دارد و از بردن نام شکایت شرمگین است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و مفاهیم برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۶۳ - هرگز نشدم جرعهکش از جام گله
هرگز نشدم جرعهکش از جام گله
در زیر لبم شکست پیغام گله ۱
دارد چو دلم تاب جفای همهکس
شرمم بادا ز بردن نام گله ۲
در زیر لبم شکست پیغام گله ۱
دارد چو دلم تاب جفای همهکس
شرمم بادا ز بردن نام گله ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۲ - در عشق، چه دلهاست کباب از شعله
گوهر بعدی:شماره ۵۶۴ - از خلق جهان، چه نیک و بد، یک قلمه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.