هوش مصنوعی:
شاعر آرزو میکند که عشق مانند روح در کالبدش ساکن شود و به او آرامش دهد. او بیان میکند که اگر عشق او را رها کند، آزاد خواهد شد، اما اگر در بند عشق گرفتار شود، آن را میپذیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹۹ - خواهم که به دل، چو عشق، مسکن گیری
خواهم که به دل، چو عشق، مسکن گیری
چون روح، مرا قرار در تن گیری ۱
در قید افتم، گرم به خود بگذاری
آزاد شوم، مرا گر از من گیری ۲
چون روح، مرا قرار در تن گیری ۱
در قید افتم، گرم به خود بگذاری
آزاد شوم، مرا گر از من گیری ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۸ - پُر پیش فتادهای، قفایی نخوری
گوهر بعدی:شماره ۶۰۰ - هرچند نباشد خبرت از رازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.