هوش مصنوعی:
این شعر توصیفی زیبا و پراحساس از یک باغ به نام بیگمآباد است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا، زیباییهای باغ، گلها، گیاهان و فضای آن را به تصویر میکشد. در این شعر، گلها و گیاهان باغ با ویژگیهای انسانی مانند حیا، شرمساری و ادب توصیف شدهاند. همچنین، شاعر از عناصر طبیعی مانند صبا، نسیم و شبنم برای تقویت فضای شعر استفاده کرده است.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعارههای ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از واژگان و ترکیبات پیچیدهتر شعر، آن را برای مخاطبان با سطح درک ادبی بالاتر مناسب میسازد.
شمارهٔ ۱۹ - تعریف باغ بیگمآباد
چو آمد سوی باغ بیگمآباد
صبا در رعشه جاوید افتاد ۱
ز بس دهشت، درین پاکیزه گلشن
نگیرد یاسمن را خار، دامن ۲
گل آن باغ را از بس حیا بود
نگاه نرگسش بر پشت پا بود ۳
برون ناید ز کاخ از شرمساری
نسازد غنچه را تا گل عماری ۴
نچیند باغبان اینجا گل از بار
که یاد چیدن گل، بردش از کار ۵
نباشد جز گل شببو درین باغ
نسیم صبحدم گو داغ شو، داغ ۶
چه رنگ است ارغوان این چمن را
که رنگین میکند حرفش سخن را ۷
صبا را سنبلش کی میدهد باج
پریشانی ز دلها کرده تاراج ۸
به دامن سایه خود چیده از خاک
حلال لاله بادا دامن پاک ۹
عذار سبزه این باغ خرم
عرقناک است روز و شب ز شبنم ۱۰
ز بس درس ادب گوید ادیبش
بود در پرده صوت عندلیبش ۱۱
چه حرف غنچه میکردم زبانزد
زبانم دامن دل بر میان زد ۱۲
به گرد این چمن، بی منت خار
تماشایی ز مژگان کرده دیوار ۱۳
درین بستانسرا از سرو و شمشاد
ز هر جانب عیان صد محشرآباد ۱۴
ز بس گیسوی سروش بود پرتاب
به گردن قمریان را طوق شد آب ۱۵
ز سروش سایه کی میریخت بر خاک؟
قیامت قامتش میبیخت بر خاک ۱۶
صبا در رعشه جاوید افتاد ۱
ز بس دهشت، درین پاکیزه گلشن
نگیرد یاسمن را خار، دامن ۲
گل آن باغ را از بس حیا بود
نگاه نرگسش بر پشت پا بود ۳
برون ناید ز کاخ از شرمساری
نسازد غنچه را تا گل عماری ۴
نچیند باغبان اینجا گل از بار
که یاد چیدن گل، بردش از کار ۵
نباشد جز گل شببو درین باغ
نسیم صبحدم گو داغ شو، داغ ۶
چه رنگ است ارغوان این چمن را
که رنگین میکند حرفش سخن را ۷
صبا را سنبلش کی میدهد باج
پریشانی ز دلها کرده تاراج ۸
به دامن سایه خود چیده از خاک
حلال لاله بادا دامن پاک ۹
عذار سبزه این باغ خرم
عرقناک است روز و شب ز شبنم ۱۰
ز بس درس ادب گوید ادیبش
بود در پرده صوت عندلیبش ۱۱
چه حرف غنچه میکردم زبانزد
زبانم دامن دل بر میان زد ۱۲
به گرد این چمن، بی منت خار
تماشایی ز مژگان کرده دیوار ۱۳
درین بستانسرا از سرو و شمشاد
ز هر جانب عیان صد محشرآباد ۱۴
ز بس گیسوی سروش بود پرتاب
به گردن قمریان را طوق شد آب ۱۵
ز سروش سایه کی میریخت بر خاک؟
قیامت قامتش میبیخت بر خاک ۱۶
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۶
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۸ - تعریف چشمه اچول
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۰ - تعریف باغ آصفآباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.