هوش مصنوعی:
متن بیانگر احساس ناتوانی، بیچارگی و سرگشتگی گوینده در برابر عظمت الهی است. او خود را نادان و ناتوان میداند و از تاریکی وجود خود به فغان میآید. گوینده آرزو میکند که روزی خداوند باقی بماند و او نباشد، و اعلام میکند که اگر آن روز را ببیند، جان خود را فدا خواهد کرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از عبارات مانند 'جان فدای آنم' ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
مناجات ۲۳۹ - الهی بقدر تو نادانم، سزای تو را ناتوانم، به بیچارگی خود سرگردانم و روزبروز در زی
الهی بقدر تو نادانم، سزای تو را ناتوانم، به بیچارگی خود سرگردانم و روزبروز در زیانم، چون منی چون بود ؟ چنانم و از نگریستن در تاریکی به فغانم که خود هستمان را بر هیچ دانم و چشم بر روزی دارم که تو مانی و من نمانم، چون من کیست ؟ اگر آن روز ببینم به جان فدای آنم
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مناجات ۲۳۸ - الهی این تن کان حسرت است و دل من مایهٔ درد و محنت، می نیارم گفت کاین بهره چرا به
گوهر بعدی:مناجات ۲۴۰ - الهی در دل دوستانت نور عنایت پیداست و جانها در آرزوی وصالت حیران و شیداست چون تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.