هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از ناراحتی شاعر از جدایی معشوق و بیمیلی او به دیگران سخن میگوید. شاعر ترجیح میدهد در خدمت معشوق باشد تا اینکه پس از دوری از او، به گدایی افتد. همچنین، او از تظاهر و ریا بیزار است و حالت وجد و پایکوبی صوفیان را نمیپسندد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به پارسایی و خودنمایی نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد.
شماره ۳ - از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا
از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا
با دگر کس آشنایی خوش نمی آید مرا ۱
گوییم رو زین در وسلطان وقت و خویش باش
بعد سلطانی گدایی خوش نمی آید مرا ۲
چاکرانت را نمی گویم که خاک آن درم
با بزرگان خود ستایی خوش نمی آید مرا ۳
گفتمش در آب عارض عکس جان با ما نمای
گفت هر دم خود نمایی خوش نمی آید مرا ۴
از لب لعلت نپرهیزم بدور آن دو چشم
پیش مستان پارسایی خوش نمی آید مرا ۵
منکر زهدم برویت تا نظر باز آمدم
پاکبازم من دغایی خوش نمی آید مرا ۶
صوفیان گویند چون ما خیز و در رقص آ کمال
حالت و وجد وبائی خوش نمی آید مرا ۷
با دگر کس آشنایی خوش نمی آید مرا ۱
گوییم رو زین در وسلطان وقت و خویش باش
بعد سلطانی گدایی خوش نمی آید مرا ۲
چاکرانت را نمی گویم که خاک آن درم
با بزرگان خود ستایی خوش نمی آید مرا ۳
گفتمش در آب عارض عکس جان با ما نمای
گفت هر دم خود نمایی خوش نمی آید مرا ۴
از لب لعلت نپرهیزم بدور آن دو چشم
پیش مستان پارسایی خوش نمی آید مرا ۵
منکر زهدم برویت تا نظر باز آمدم
پاکبازم من دغایی خوش نمی آید مرا ۶
صوفیان گویند چون ما خیز و در رقص آ کمال
حالت و وجد وبائی خوش نمی آید مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - از پیرهنت بویی آمد به گلستان ها
گوهر بعدی:شماره ۴ - از عاشقی همیشه جوان است پیر ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.