هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و بینوایی یارش میگوید و از آشنایی دیرینه با این درد سخن میراند. او به روشنایی چراغ خانهاش در شبهای تاریک اشاره میکند و از گریزان بودن پای یارش از راهش شکایت دارد. شاعر همچنین از رقابت سگ کوی یارش و گدایی از لب یار برای باده سخن میگوید و در نهایت به پاکبازی و رهایی از نیرنگها امیدوار است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰ - ای غمت یار بی نوایی ها
ای غمت یار بی نوایی ها
با من از دیرش آشنایی ها ۱
از چراغ رخت به خانه چشم
در شب تیره روشنایی ها ۲
گفت پای از رهت گریزانم
تا به کی این گریز پایی ها ۳
سگ کویت به من نمود رقیب
بودش این هم ز خود نمایی ها ۴
مفلسانیم مست و باده طلب
می کنیم از لبت گدایی ها ۵
نه سمرقندئی نه زاهد چیست
خنکی ها و پارسایی ها ۶
پاکبازی بشوی دست کمال
به من روشن از دغائی ها ۷
با من از دیرش آشنایی ها ۱
از چراغ رخت به خانه چشم
در شب تیره روشنایی ها ۲
گفت پای از رهت گریزانم
تا به کی این گریز پایی ها ۳
سگ کویت به من نمود رقیب
بودش این هم ز خود نمایی ها ۴
مفلسانیم مست و باده طلب
می کنیم از لبت گدایی ها ۵
نه سمرقندئی نه زاهد چیست
خنکی ها و پارسایی ها ۶
پاکبازی بشوی دست کمال
به من روشن از دغائی ها ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - ای سراپرده سلطان خیال دل ما
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - این چه مجلس چه بهشت این چه مقام است اینجا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.