هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، رنجهای عاشقانه، و نگاه فلسفی به زندگی میپردازد. شاعر از عشق و مستی سخن میگوید و به نقد جامعه و رفتارهای آن میپردازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند عشق و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۳۵ - دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب را
دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب را
شرمنده ساختی همه روز آفتاب را ۱
تیغ ترا چه حاجت رخصت به خون ماست
بر خلق تشنه حکم روانست آب را ۲
بینم چشم مست تو بیمار سرگران
این است شیوه مردم بسیار خواب را ۳
دل سوخت در سماع و نمی ایستد ز چرخ
رقصی ست گرم بر سرآتش کباب را ۴
ای پرده دار حال دلم بین و عرضه دار
با شهریار قصه شهر خراب را ۵
عاشق کشی ثواب بود در کتاب عشق
آن شوخ هم ز دست نداد این ثواب را ۶
گفتی مگر به صورت من عاشقی کمال
صورت ندیده چون بنویسم جواب را ۷
شرمنده ساختی همه روز آفتاب را ۱
تیغ ترا چه حاجت رخصت به خون ماست
بر خلق تشنه حکم روانست آب را ۲
بینم چشم مست تو بیمار سرگران
این است شیوه مردم بسیار خواب را ۳
دل سوخت در سماع و نمی ایستد ز چرخ
رقصی ست گرم بر سرآتش کباب را ۴
ای پرده دار حال دلم بین و عرضه دار
با شهریار قصه شهر خراب را ۵
عاشق کشی ثواب بود در کتاب عشق
آن شوخ هم ز دست نداد این ثواب را ۶
گفتی مگر به صورت من عاشقی کمال
صورت ندیده چون بنویسم جواب را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - دوش از در میخانه بدیدیم حرم را
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - سیری نبود از لب شیرین تو کس را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.