هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق به معشوق، زیباییهای او، و مفاهیم عمیق روحانی سخن میگوید. همچنین، از نمادهایی مانند کعبه، صبح، و بلبل برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و نمادها نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.
شماره ۳۶ - سیری نبود از لب شیرین تو کس را
سیری نبود از لب شیرین تو کس را
کس سیر ندید از شکر ناب مگس را ۱
نالان بر سر کوی تو آییم که ذوقی است
در قافله کعبه روان بانگ جرس را ۲
با صبح بگویید که بیوقت مزن دم
امشب شب وصل است نگه دار نفس را ۳
زلف تو که شبرو شده زو زاهد و عابد
از خرقه پشمینه غنی ساخت عسس را ۴
خواهم که نهم آینه ای پیش رقیبان
در چشم خسان تا فکنم این همه خس را ۵
نگذاشت که خال رخ او بنگرد این چشم
این خوان خلیل است چه تنگیست عدس را ۶
چون دید کمال آن سر کو ترک وطن کرد
بلبل چو چمن دید رها کرد قفس را ۷
کس سیر ندید از شکر ناب مگس را ۱
نالان بر سر کوی تو آییم که ذوقی است
در قافله کعبه روان بانگ جرس را ۲
با صبح بگویید که بیوقت مزن دم
امشب شب وصل است نگه دار نفس را ۳
زلف تو که شبرو شده زو زاهد و عابد
از خرقه پشمینه غنی ساخت عسس را ۴
خواهم که نهم آینه ای پیش رقیبان
در چشم خسان تا فکنم این همه خس را ۵
نگذاشت که خال رخ او بنگرد این چشم
این خوان خلیل است چه تنگیست عدس را ۶
چون دید کمال آن سر کو ترک وطن کرد
بلبل چو چمن دید رها کرد قفس را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵ - دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب را
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - شانه زد باد زلف یار مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.