هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حبیب و رقیب سخن میگوید و دردهای عشق و دوری را بیان میکند. شاعر از طبیب میخواهد تا دردهایش را درمان کند و از غم و غربت مینالد. همچنین، اشارهای به عشق الهی و تأثیر آن بر وجود انسان دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
شماره ۵۳ - جانب ما خوب می آید که می آید حبیب
جانب ما خوب می آید که می آید حبیب
وز پی او زشت می آید که می آید رقیب ۱
بر نتابد جان ما دردسر هر کسی دگر
می نشیند درد او در دل تو برخیز ای طبیب ۲
چون کشی خوان به پیش جگر خواران غم
این گدای کمترین را بیشتر فرما نصیب ۳
رحمتی گر می کند چشم تو بر افتادگان
در اشک من یتیم است و من مسکین غریب ۴
گر به محراب آیت نور رخت خواند امام
آتش افتد در درون منبر از او خطیب ۵
دم به دم جانی به تن می آیدم چون وقتها
باد طایب رها می آرد از زلف تو طیب ۶
چیست این تیزی رنیا هر زمانت با کمال
پیش گل ای باغبان از خار بهتر عندلیب ۷
وز پی او زشت می آید که می آید رقیب ۱
بر نتابد جان ما دردسر هر کسی دگر
می نشیند درد او در دل تو برخیز ای طبیب ۲
چون کشی خوان به پیش جگر خواران غم
این گدای کمترین را بیشتر فرما نصیب ۳
رحمتی گر می کند چشم تو بر افتادگان
در اشک من یتیم است و من مسکین غریب ۴
گر به محراب آیت نور رخت خواند امام
آتش افتد در درون منبر از او خطیب ۵
دم به دم جانی به تن می آیدم چون وقتها
باد طایب رها می آرد از زلف تو طیب ۶
چیست این تیزی رنیا هر زمانت با کمال
پیش گل ای باغبان از خار بهتر عندلیب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲ - با رخ آن مه به دعوی کی برآید آفتاب
گوهر بعدی:شماره ۵۴ - چو آفتاب نکند از رخ زمانه نقاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.