هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و نیاز به وصل معشوق می‌گوید. او با بیان احساسات عمیق خود، از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و رنج‌هایش را پایان دهد. در این شعر، مضامینی مانند عشق، فراق، امید، وفاداری و التماس به چشم می‌خورد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و التماس نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد تا به درستی درک شود.

شماره ۵۹ - رفتم از دست من بی سر و پا را دریاب

رفتم از دست من بی سر و پا را دریاب
پادشاهی ز سر لطف گدا را دریاب ۱

بی گل وصل دل آزرده شد از خار فراق
بلبل خسته ی بی برگ و نوا را دریاب ۲

بر درت دیر به دیری که روم گر به رقیب
که با عاشق دیرینه ما را دریاب ۳

زیر لب این همه دشنام دعاگو چه کنی
لطف کن بوسی و مقصود دعا را دریاب ۴

وعده ی وصل تو را گرچه وفا ممکن نیست
هم به آن وعده دل اهل وفا را دریاب ۵

جان به لب میرسد از تشنگیم بیش مپای
ای لب تشنه ببوس آن کف پا را دریاب ۶

دست بوسی گرت از دوست نماست کمال
مرحبا گرو غم او را و بلا را دریاب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸ - دوش رسیدم به گوش از لب جانان خطاب
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - عنبرست آن دام دل با مشک ناب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.