هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد فراق و ناتوانی در تحمل دوری از معشوق را بیان میکند. شاعر از ناتوانی خود در برابر شمشیر عشق و عدم توانایی در کشیدن آه سخن میگوید. همچنین، اشارهای به نرسیدن آه به معشوق و نشنیدن سخنانش دارد. در پایان، شاعر از دهان معشوق میپرسد و پاسخ او را با حرکتی از ابرو دریافت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهتر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۸ - بی تو از دردم آرمیدن نیست
بی تو از دردم آرمیدن نیست
وز توأم طاقت بریدن نیست ۱
گر تو شمشیر میکشی ما را
زهرة آه بر کشیدن نیست ۲
آه ما با نو کی رسد کانجا
باد را ممکن رسیدن نیست ۳
بار در پیش چشم تست ای اشک
حاجت هر طرف دویدن نیست ۴
خواستم بوسه از آن دهان نشنید
رسم خردان سخن شنیدن نیست ۵
گفتمش از دهانت ای بت چین
چین در ابرو فکند و گفت کمال ۶
وز توأم طاقت بریدن نیست ۱
گر تو شمشیر میکشی ما را
زهرة آه بر کشیدن نیست ۲
آه ما با نو کی رسد کانجا
باد را ممکن رسیدن نیست ۳
بار در پیش چشم تست ای اشک
حاجت هر طرف دویدن نیست ۴
خواستم بوسه از آن دهان نشنید
رسم خردان سخن شنیدن نیست ۵
گفتمش از دهانت ای بت چین
چین در ابرو فکند و گفت کمال ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - بی تو مرا چشم جهان بین ترست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - بی توقف من از این شهر به در خواهم رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.