هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عزم راسخ خود برای ترک شهر و سفر به سوی مقصود سخن میگوید. او با وجود دردها و رنجهای فراوان، عشق را بهانه سفر خود میداند و با امید به دیدار معشوق، عزم سفر میکند. شاعر از همراهی نکردن عزیزان گلایه میکند اما با این حال مصمم است که در پی بوی جمعیت و نور شمع دل اهل نظر، راهی سفر شود.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۰۹ - بی توقف من از این شهر به در خواهم رفت
بی توقف من از این شهر به در خواهم رفت
ر بی تردد ز پی بار به سر خواهم رفت ۱
بارها بار گران بر دل و جان بر کف دست
رفته ام از پی مقصود و دگر خواهم رفت ۲
ای عزیزان که ندارید سر همراهی
به اجازت که هم اکنون به سفر خواهم رفت ۳
با وجود تن بیمار و گرانباری عشق
صبحدم در عقب باد سحر خواهم رفت ۴
تا کنم دیده غمدیده به رویش روشن
پیش آن شمع دل اهل نظر خواهم رفت ۵
بوی جمعیت از آن راهگذر می آید
من بدان بوی بر آن راهگذر خواهم رفت ۶
ناز مین بوس در شاه جهان دریابم
اندر این ره چو فلک زیر و زبر خواهم رفت ۷
ر بی تردد ز پی بار به سر خواهم رفت ۱
بارها بار گران بر دل و جان بر کف دست
رفته ام از پی مقصود و دگر خواهم رفت ۲
ای عزیزان که ندارید سر همراهی
به اجازت که هم اکنون به سفر خواهم رفت ۳
با وجود تن بیمار و گرانباری عشق
صبحدم در عقب باد سحر خواهم رفت ۴
تا کنم دیده غمدیده به رویش روشن
پیش آن شمع دل اهل نظر خواهم رفت ۵
بوی جمعیت از آن راهگذر می آید
من بدان بوی بر آن راهگذر خواهم رفت ۶
ناز مین بوس در شاه جهان دریابم
اندر این ره چو فلک زیر و زبر خواهم رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - بی تو از دردم آرمیدن نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - بیخدمت تو کس به جهان عزتی نیافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.