هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و نبود درمان آن میگوید. او از بیوفایی یاران و نبود رحمت در شهر زیبارویان شکایت دارد. همچنین، از نبود همدردی برای غریبان و نایابی گلی مانند روی معشوق در چمنها سخن میگوید. شعر با تأکید بر بیچشمی و گریههای بیپایان پایان مییابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۶ - درد من گوئید با یاران که درمان یافت نیست
درد من گوئید با یاران که درمان یافت نیست
پار، درمانست درمان چیست چون آن یافت نیست ۱
دل سکندر وار خواهد تشنه لب جان برفشاند
از دهانش چون نشان آب حیوان بافت نیست ۲
بر جراحت های پیکان خسته آن غمزه را
نوش دارو جز در آن لبهای خندان بافت نیست ۳
کس نمی یابم که رحمی بر غریبان آورد
گونیا در شهر خوبان یک مسلمان بافت نیست ۴
در چمن ها گر نمی یابند چون رویت گلی
عندلیبی نیز چون من در گلستان بافت نیست ۵
پیش بالایت حدیثی راست گوئیم و روان
اینچنین سرو روان در هیچ بستان بافت نیست ۶
گفتهای بی خاک پایم چند می گریی کمال
چون نگریم چون علاج چشم گریان یافت نیست ۷
پار، درمانست درمان چیست چون آن یافت نیست ۱
دل سکندر وار خواهد تشنه لب جان برفشاند
از دهانش چون نشان آب حیوان بافت نیست ۲
بر جراحت های پیکان خسته آن غمزه را
نوش دارو جز در آن لبهای خندان بافت نیست ۳
کس نمی یابم که رحمی بر غریبان آورد
گونیا در شهر خوبان یک مسلمان بافت نیست ۴
در چمن ها گر نمی یابند چون رویت گلی
عندلیبی نیز چون من در گلستان بافت نیست ۵
پیش بالایت حدیثی راست گوئیم و روان
اینچنین سرو روان در هیچ بستان بافت نیست ۶
گفتهای بی خاک پایم چند می گریی کمال
چون نگریم چون علاج چشم گریان یافت نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - درد کز دل خاست درمانیش نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - در سر از دود دلم شمع صفت سودانی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.