هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و شیدایی سخن می‌گوید، با تصاویری مانند زلف یار، دل سوخته، و باد صبا. شاعر از جدایی و تنهایی می‌گوید و از عشق نافرجامی که به شوریدگی و حیرانی انجامیده است. همچنین، اشاراتی به مفاهیم صوفیانه مانند سماع و صوفیان دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و شوریدگی عاشقانه نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.

شماره ۱۳۸ - در سر زلف تو تنها به دل شیدا رفت

در سر زلف تو تنها به دل شیدا رفت
و دل هر دو به هم در سر این سودا رفت ۱

رفت دل بکنه چون باد در آن حلقه زلف
شب تاریک زهی دل که چنین تنها رفت ۲

از سر زلف تو دوشینه حکایات دراز
همه گفتند ولی باد صبا تنها رفت ۳

بر درت گرچه زدم خاک به چشمان رقیب
حیف از آن سرمه که در دیده نابینا رفت ۴

دانة خال به بالای لبت دانی چیست؟
زین دل سوخته دودی است که بر بالا رفت ۵

روی ننموده به یک زاهد و میخواره هنوز
از تو در صومعه و میکده صد غوغا رفت ۶

در سماعی که غزلهای تو خواندند کمال
صوفیان را همه از سر هوس حلوا رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - در سر از دود دلم شمع صفت سودانی است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - در سر زنجیر زلف او دل دیوانه رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.