هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و عشق بیپایان شاعر به معشوق است. شاعر از ناتوانی در بیان کامل احساسات خود، زیبایی بینظیر معشوق و بیقراری عاشق در فراق یار سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه کافی نیاز دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۴۶ - دل به از وصل رخت در جان تمنائی نیانت
دل به از وصل رخت در جان تمنائی نیانت
دیده از دیدار تو خوشتر نماشائی نیافت ۱
عقل در دور رخت چندانکه هر جا کرد گشت
چون سر زلفت سری خالی ز سودانی نیافت ۲
چون زمان وصل رویت بود نازک فرصتی
هیچ عاشق فرصت بوسیدن پانی نیافت ۳
همچوئرگس مست عشق از صد قدح سرخوش نشد
تا سر خود زیر پای سرو بالانی نیافت ۴
با خیالش آشنا شد دیدۂ گریان و گفت
همچو این گوهر کسی در هیچ دریائی نیافت ۵
دل چه داند زین میان چون از دهانش پی نبرد
کی کند فهم دقایق چون معمائی نیافت ۶
بافت جانی خوشتر از جنت در او را کمال
لیکن از بسیاری بر خویش را جانی نیافت ۷
دیده از دیدار تو خوشتر نماشائی نیافت ۱
عقل در دور رخت چندانکه هر جا کرد گشت
چون سر زلفت سری خالی ز سودانی نیافت ۲
چون زمان وصل رویت بود نازک فرصتی
هیچ عاشق فرصت بوسیدن پانی نیافت ۳
همچوئرگس مست عشق از صد قدح سرخوش نشد
تا سر خود زیر پای سرو بالانی نیافت ۴
با خیالش آشنا شد دیدۂ گریان و گفت
همچو این گوهر کسی در هیچ دریائی نیافت ۵
دل چه داند زین میان چون از دهانش پی نبرد
کی کند فهم دقایق چون معمائی نیافت ۶
بافت جانی خوشتر از جنت در او را کمال
لیکن از بسیاری بر خویش را جانی نیافت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - دل از آن غمزه بسی شاکر و بس خشنودست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - دل به یاد زلف او بر خویش پیچیدن گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.