هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است که در آن، عشق به معشوق به عنوان منبع حیات، جاودانگی، و کمال توصیف شده است. شاعر از گم کردن هویت خود در راه عشق سخن میگوید و عقل را ناتوان از درک کامل این رابطه میداند. در نهایت، طالب با دیدن معشوق به آرزوهای خود میرسد و در خاک طلب، گنجهای بیشمار مییابد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۴۸ - دل در طلبت حیات جان یافت
دل در طلبت حیات جان یافت
جان از تو بقای جاودان یافت ۱
گم کرده نام و ننگ و هستی
تاجست ز نو نشان نشان یافت ۲
در کنه تو خاطر بقین جوی
خود را عجمی تر از گمان یافت ۳
عقل این قدر از حریم وصلت
دریافت که در نمی توان یافت ۴
دریافت نرا هر آنکه خود را
سر بر در و رخ بر آستان یافت ۵
طالب به دو دیده نقش او بست
مطلوب چو عین شد عیان یافت ۶
در خاک طلب کمال شاباش
در جستی و صد هزار کان یافت ۷
جان از تو بقای جاودان یافت ۱
گم کرده نام و ننگ و هستی
تاجست ز نو نشان نشان یافت ۲
در کنه تو خاطر بقین جوی
خود را عجمی تر از گمان یافت ۳
عقل این قدر از حریم وصلت
دریافت که در نمی توان یافت ۴
دریافت نرا هر آنکه خود را
سر بر در و رخ بر آستان یافت ۵
طالب به دو دیده نقش او بست
مطلوب چو عین شد عیان یافت ۶
در خاک طلب کمال شاباش
در جستی و صد هزار کان یافت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - دل به یاد زلف او بر خویش پیچیدن گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - دل زان نست و دیده بدینم نزاع نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.