هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، پارسایی، فقر، و رابطهی انسان با خدا و دنیا میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق مختص پارسایان نیست و سلطنت نیز برای بینوایان مناسب نیست. همچنین، اشاره میکند که صوفی و زاهدانی که از دنیا دوری میکنند، درک درستی از حال بیقراران ندارند. در نهایت، شاعر از دوری یار و ناتوانی در رسیدن به وصال شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۷ - عشق آئین پارسایان نیست
عشق آئین پارسایان نیست
سلطنت رسم بینوایان نیست ۱
می به صوفی مده که آن صافی
در خور حال بی صفایان نیست ۲
مگر آن دل که برقرار خودست
واقف از حال بیقراران نیست ۳
یار بیگانه شد چنان امروز
کش دگر بار آشنایان نیست ۴
آنکه مشغول نعمت و نازست
هیچش اندوه بینوایان نیست ۵
دولت وصل خواستم گفتند
سلطنت در خور گدایان نیست ۶
رهبران چون کمال این ره را
سالها رفته اند و پایان نیست ۷
سلطنت رسم بینوایان نیست ۱
می به صوفی مده که آن صافی
در خور حال بی صفایان نیست ۲
مگر آن دل که برقرار خودست
واقف از حال بیقراران نیست ۳
یار بیگانه شد چنان امروز
کش دگر بار آشنایان نیست ۴
آنکه مشغول نعمت و نازست
هیچش اندوه بینوایان نیست ۵
دولت وصل خواستم گفتند
سلطنت در خور گدایان نیست ۶
رهبران چون کمال این ره را
سالها رفته اند و پایان نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۶ - عشق از نام و از نشان یکتاست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸ - عشق تو سراسر همه سوز و همه دردست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.