هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از دوری یار در عذاب است و امیدی به بهبودی ندارد. شاعر از نالههای درونی، بیپناهی، و بیکسی سخن میگوید و اشاره میکند که جز یار، کسی درمانگر دردهایش نیست. همچنین، او از شکستن بتها و توبهکردن میگوید و در نهایت، جهان را پر از سخنهای ناگفته میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد دوری و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۲۵ - گر یار طبیب درد من نیست
گر یار طبیب درد من نیست
دردا که امید زیستن نیست ۱
بیمار را به تندرستی
جز ناله درون پیرهن نیست ۲
هر سر که برید از در یار
ماند به سری که بریدن نیست ۳
رویت همه با چراغ جستم
شمع به هیچ انجمن نیست ۴
ماند به تو غنچه این قدر هست
کو را سخن و نرا دهن نیست ۵
توبه ز نو بود بت شکستم
مؤمن نبود که بت شکن نیست ۶
عالم سخن کمال بگرفت
امروز جز این سخن سخن نیست ۷
دردا که امید زیستن نیست ۱
بیمار را به تندرستی
جز ناله درون پیرهن نیست ۲
هر سر که برید از در یار
ماند به سری که بریدن نیست ۳
رویت همه با چراغ جستم
شمع به هیچ انجمن نیست ۴
ماند به تو غنچه این قدر هست
کو را سخن و نرا دهن نیست ۵
توبه ز نو بود بت شکستم
مؤمن نبود که بت شکن نیست ۶
عالم سخن کمال بگرفت
امروز جز این سخن سخن نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - گر مرا سر رود اندر غم جانان غم نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - گر یار مرا با من مسکین نظری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.