هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و سودا، ناکامی‌ها، و زیبایی‌های طبیعت سخن می‌گوید. او از زلف معشوق، خال مشکین، و ناله‌های بلبل یاد می‌کند و به مفاهیمی مانند صبر، قناعت، و ناپایداری دنیا اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به‌کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۲۵۰ - مرا با زلف او گر دسترس نیست

مرا با زلف او گر دسترس نیست
همین سودا که در سر هست پس نیست ۱

عنان دولت از اول . بیفتاد
به دست ناکسان در دست کس نیست ۲

شکر را گر مپوشان خال مشکینی
که صبر از انگبین کار مگس نیست ۳

مفتی رخت من امشب چنان برد
که جز چشمی که پوشم از عس نیست ۴

اگر دانم که در روضه نیائی
نمی دانم که مشتی خاک و خس نیست ۵

چمن بی روی گل با عندلیبان
به دلگیری کم از قید قس نیست ۶

بی بلبل هم آواز کمال است
ولی مرغی چو او شیرین نفسی نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - مرا از چشم تو نازی نیاز است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - مرا بر رخ از دیده خون آمد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.