هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از درد و رنج عاطفی خود سخن میگوید. او از اشکهایش، دل شکستهاش و زیبایی معشوقهاش یاد میکند و از احساسات عمیق خود مینویسد. همچنین، از تشبیهات زیبا مانند مقایسه صورت معشوقه با ماه و دهانش با نقشهای هنری استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و اندوه نیاز به درک بالاتری از احساسات دارد.
شماره ۲۵۱ - مرا بر رخ از دیده خون آمد است
مرا بر رخ از دیده خون آمد است
که اشک از چه بر من برون آمد است ۱
کجا ایستد از چکیدن سرشک
که این شیشه ها سرنگون آمد است ۲
دل آمد بخود در چه آن زقن
که زندان علاج جنون آمد است ۳
گرفتم حساب جمالش به ماه
رخ او ز صدمه نزون آمد است ۴
کسی برد ازو بوی چون عود سوز
که آنجا به سوز درون آمد است ۵
دهانش به ابرو به نقش من است
چو میمی که در پیش نون آمد است ۶
از قند سخن ساخت حلوا کمال
به بینید باران که چون آمد است ۷
که اشک از چه بر من برون آمد است ۱
کجا ایستد از چکیدن سرشک
که این شیشه ها سرنگون آمد است ۲
دل آمد بخود در چه آن زقن
که زندان علاج جنون آمد است ۳
گرفتم حساب جمالش به ماه
رخ او ز صدمه نزون آمد است ۴
کسی برد ازو بوی چون عود سوز
که آنجا به سوز درون آمد است ۵
دهانش به ابرو به نقش من است
چو میمی که در پیش نون آمد است ۶
از قند سخن ساخت حلوا کمال
به بینید باران که چون آمد است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۰ - مرا با زلف او گر دسترس نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۵۲ - مرا دلیست که جز با غم تو سر خوش نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.