هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوق است، با وجود جفاها و ناملایمات. شاعر از دلهایی که عشق واقعی را درک نکردهاند، ابراز ناراحتی میکند و زیباییهای معشوق را ستایش مینماید. همچنین، اشارهای به تسلیم بودن در برابر ارادهٔ معشوق و غوغای عشق دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا و غم عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۷۹ - هرگز ز جان من غم سودای او نرفت
هرگز ز جان من غم سودای او نرفت
وز خاطر شک تمنای او نرفت ۱
آن دل سیاه باد که سودای او نپخت
وان سر بریده باد که در پای او نرفت ۲
با این همه جفا که دل از دست او کشید
سودای دوستی ز سویدای او نرفت ۳
آمد عروس گل به چمن با هزار حسن
وز کوی دوست کسی به تماشای او نرفت ۴
پیک نفس که مژده رسان حیات اوست
بی حکم او نیامد و بی رای او نرفت ۵
مسکین کمال در سر غوغای عشق شد
وآن کیست خود که در سر غوغای او نرفت ۶
وز خاطر شک تمنای او نرفت ۱
آن دل سیاه باد که سودای او نپخت
وان سر بریده باد که در پای او نرفت ۲
با این همه جفا که دل از دست او کشید
سودای دوستی ز سویدای او نرفت ۳
آمد عروس گل به چمن با هزار حسن
وز کوی دوست کسی به تماشای او نرفت ۴
پیک نفس که مژده رسان حیات اوست
بی حکم او نیامد و بی رای او نرفت ۵
مسکین کمال در سر غوغای عشق شد
وآن کیست خود که در سر غوغای او نرفت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۸ - هرگز به درد دوست دل ما ز جا نرفت
گوهر بعدی:شماره ۲۸۰ - هزار شکر که آن چشم پر خمارم کشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.