هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن میگوید. او از درد فراق و نگاه معشوق که مانند تیغی بر دلش نشسته، مینالد و زندگی خود را وابسته به همین عشق میداند. همچنین، از انتظار و رنجهای عاشقانه و حسادت به رقیب سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسادت، فراق، و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۸۰ - هزار شکر که آن چشم پر خمارم کشت
هزار شکر که آن چشم پر خمارم کشت
وگرنه حسرت آن خواست زار زارم کشت ۱
پر واجب است به هر گشتن توأم شکری
هزار شکر که چشمت هزار بارم کشت ۲
دعای زندگیم گو مکن کس از یاران
بس است زندگی من همین که بارم کشت ۳
شب فراق بشارت بکشتنم دادی
چه منت است ز نو کآن شب انتظار کشت ۴
گرم تو دل ندهی چون رهم ز دست رقیب
که جز به سنگ من آن مار را ندارم کشت ۵
ز پیچ و تاب چو دامی که صید را بکشد
درون هر گره آن زلف ثا بدارم کشت ۶
نرفت آب خوشی بی لبش به حلق کمال
مگر دمی که به شمشیر آبدارم کشت ۷
وگرنه حسرت آن خواست زار زارم کشت ۱
پر واجب است به هر گشتن توأم شکری
هزار شکر که چشمت هزار بارم کشت ۲
دعای زندگیم گو مکن کس از یاران
بس است زندگی من همین که بارم کشت ۳
شب فراق بشارت بکشتنم دادی
چه منت است ز نو کآن شب انتظار کشت ۴
گرم تو دل ندهی چون رهم ز دست رقیب
که جز به سنگ من آن مار را ندارم کشت ۵
ز پیچ و تاب چو دامی که صید را بکشد
درون هر گره آن زلف ثا بدارم کشت ۶
نرفت آب خوشی بی لبش به حلق کمال
مگر دمی که به شمشیر آبدارم کشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - هرگز ز جان من غم سودای او نرفت
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - هوس بار گر آزار دل افگار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.