هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از درد فراق و شوق دیدار معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند «آب حیات»، «تیر بلا»، و «آتش شوق» به بیان احساسات عمیق خود میپردازد. همچنین، اشارهای به رنج جدایی و تأثیر آن بر روح و روان دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۳۱۲ - از لب او سختی چون به زبان می آید
از لب او سختی چون به زبان می آید
گوئیا آب حیاتی به دهان می آید ۱
خواهد آمد ز منت تیر بلا بر جان گفت
در دل خسته مراه نیز چنان می آید ۲
بر در او نه منم آمده جان بر کف دست
هرکه دورست ازان روی به جان می آید ۳
چون نباید به چمن نعره زنان بلبل مست
از گل افتاد جدا ز آن به فغان می آید ۴
قصه بار جدائیست درین نامه رواست
بر کبوتر اگر این باره گران می آید ۵
زاتش شوق همه سوختگیهای دل است
هرچه در نامه قلم را به زبان می آید ۶
در قلم هیچ شکی نیست کزین غصه کمال
آنشی هست که دود از سر آن می آید ۷
گوئیا آب حیاتی به دهان می آید ۱
خواهد آمد ز منت تیر بلا بر جان گفت
در دل خسته مراه نیز چنان می آید ۲
بر در او نه منم آمده جان بر کف دست
هرکه دورست ازان روی به جان می آید ۳
چون نباید به چمن نعره زنان بلبل مست
از گل افتاد جدا ز آن به فغان می آید ۴
قصه بار جدائیست درین نامه رواست
بر کبوتر اگر این باره گران می آید ۵
زاتش شوق همه سوختگیهای دل است
هرچه در نامه قلم را به زبان می آید ۶
در قلم هیچ شکی نیست کزین غصه کمال
آنشی هست که دود از سر آن می آید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۱ - از کوی دوست دوش نسیمی به من رسید
گوهر بعدی:شماره ۳۱۳ - از لیش هر گه که خواهم کام دشنام دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.