هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دل‌باختگی سخن می‌گوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ماه، لب‌های نمکدان، شمع، و چشمه حیوان، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به درد فراق و ناله‌های عاشقانه دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.

شماره ۳۱۸ - امشب آن ماه دل افروز به مهمان که بود

امشب آن ماه دل افروز به مهمان که بود
خط او سبزی لبهای نمکدان که بود ۱

چون خضر شد ز نظر غایب و معلوم نشد
که به تاریکی شب چشمه حیوان که بود ۲

آن لب لعل کز او ماند دهان همه باز
باز پرسید خدا را که به دندان که بود ۳

سر ما بود و در او همه شب تا دم صبح
تا خود او شمع سرای که و ایران که بود ۴

سوختم از غم دردش نشد این نکته هنوز
که شب آن شمع شکر لب به شهرستان که بود ۵

از دل خسته چه پرسی که که آورد ترا
غمزه را پرس که آن زخم ز پیکان که بود ۶

گفته ای در غم هجرم نکند ناله کمال
بر سر کوی تو دوش اینهمه افغان که بود. ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۷ - اگر وظیفة دردت زمان زمان نرسد
گوهر بعدی:شماره ۳۱۹ - امشب آن به به وثاق که فرو می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.