هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به توصیف احساسات و حالات عاشق در برابر معشوق میپردازد. شاعر از غمزههای شوخ و زلف معشوق سخن میگوید که باعث سوز و گداز عاشق میشود. همچنین، به تأثیر دیدار معشوق و احساسات شدید عاشق اشاره میکند. در پایان، شاعر از تحول خود از گدایی به مقام شهریاری سخن میگوید که نشاندهنده قدرت عشق است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای سنین پایین پیچیده باشد.
شماره ۳۴۲ - بر عزیزان غمزة شوخ تو خواری می کند
بر عزیزان غمزة شوخ تو خواری می کند
غمزه تو خواری و زلف تو باری میکند ۱
در ملاک عاشق بیچاره چشم و زلف تو
این یکی بی صبری و آن بیقراری می کند ۲
اگر نماید خوبرو جور و کند صد دشمنی
مهربانی مینماید دوستداری می کنند ۳
عاشق دیدار را دیدار آرد در خروش
عندلیب از شوق گل فریاد و زاری می کنند ۴
خاک را هم من بمن گر بگذری آن لطف تست
آب را بر خاک لطف خویش جاری می کند ۵
چون ز پیشم میروی جان میسپارم من بغم
هر کرا شد عمر لابد جان سپاری می کند ۶
گر چه بود اول گدای شهر ما اکنون کمال
تا به آن به کرد پاری شهریاری می کند ۷
غمزه تو خواری و زلف تو باری میکند ۱
در ملاک عاشق بیچاره چشم و زلف تو
این یکی بی صبری و آن بیقراری می کند ۲
اگر نماید خوبرو جور و کند صد دشمنی
مهربانی مینماید دوستداری می کنند ۳
عاشق دیدار را دیدار آرد در خروش
عندلیب از شوق گل فریاد و زاری می کنند ۴
خاک را هم من بمن گر بگذری آن لطف تست
آب را بر خاک لطف خویش جاری می کند ۵
چون ز پیشم میروی جان میسپارم من بغم
هر کرا شد عمر لابد جان سپاری می کند ۶
گر چه بود اول گدای شهر ما اکنون کمال
تا به آن به کرد پاری شهریاری می کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۱ - بر دل از غمزه خدنگی زدی آن هم گذرد
گوهر بعدی:شماره ۳۴۳ - به روی دوست که رویش بچشم من نگرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.