هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که درد عشق و جدایی را بیان میکند. شاعر از عشق به عنوان درد بیدرمان یاد میکند و عاشقان را قلندرصفت میخواند که هرگز از عشق نمیمیرند. همچنین، از غمزههای دلجو و وعدههای وفادارانه یاد میکند و به زیبایی و فریبندگی معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۳۵۳ - بیمار ترا کس نتوانست دوا کرد
بیمار ترا کس نتوانست دوا کرد
هم درد تو خوشتر که علاج دل ما کرد ۱
عشاق قلندر صفت از عشق نمیرند
آنکس که بمیرد همه گویند خطا کرد ۲
با پیر من از عشق بکی گفت بپرهیز
زد کفش برو از غضبه و رو بعصا کرد ۳
داد از سر کین زلف تو سرها همه بر باد
بازش بسر خویش ندانم که رها کرد ۴
خشنودم از آن غمزه دلجو که ز شوخی
هر وعده که کردی به جفا جمله وفا کرد ۵
گر داشت غباری ز خط آئینه رویت
گیرد به کنارش چو توجه به صفا کرد ۶
چون دید کمال آن خط ورځ فاتحه بر خواند
شب بود فریب سحرى بر تو دعا کرد ۷
هم درد تو خوشتر که علاج دل ما کرد ۱
عشاق قلندر صفت از عشق نمیرند
آنکس که بمیرد همه گویند خطا کرد ۲
با پیر من از عشق بکی گفت بپرهیز
زد کفش برو از غضبه و رو بعصا کرد ۳
داد از سر کین زلف تو سرها همه بر باد
بازش بسر خویش ندانم که رها کرد ۴
خشنودم از آن غمزه دلجو که ز شوخی
هر وعده که کردی به جفا جمله وفا کرد ۵
گر داشت غباری ز خط آئینه رویت
گیرد به کنارش چو توجه به صفا کرد ۶
چون دید کمال آن خط ورځ فاتحه بر خواند
شب بود فریب سحرى بر تو دعا کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۲ - بی لبت در جگر تشنه لبان آب نماند
گوهر بعدی:شماره ۳۵۴ - بیمار عشق جز لب او آرزو نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.