هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به زیباییهای معشوق و احساسات عاشقانهی شاعر اشاره دارد. در آن از عناصری مانند چشم، زلف، لب، و اشک استفاده شده تا احساسات عمیق و درد عشق را بیان کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فداکاری و تسلیم در برابر معشوق وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۳۷۵ - چشم تو التفات بمردم نمی کند
چشم تو التفات بمردم نمی کند
بر خستگان غمزه ترحم نمی کند ۱
زلفت کشید شانه و گفتا فرو نشین
بر آفتاب سایه تقدم نمی کند ۲
اشکم ز عکس روی تو شبها در تو بافت
بر ماهتابه قافله ره گم نمی کند ۳
جان محب بخنده نمی آید از نشاط
تا زیر لب حبیب تبسم نمی کند ۴
چندانکه میتوان سخن دل بما بگو
عاشق بصوت و حرف تکلم نمی کند ۵
صوفی بدور لعل لبت سنگسار باد
گر سر فدای خشت سر خم نمی کند ۶
بی عشق گلرخی نسراید غزل کمال
بلبل که مست نیست ترنم نمی کنند ۷
بر خستگان غمزه ترحم نمی کند ۱
زلفت کشید شانه و گفتا فرو نشین
بر آفتاب سایه تقدم نمی کند ۲
اشکم ز عکس روی تو شبها در تو بافت
بر ماهتابه قافله ره گم نمی کند ۳
جان محب بخنده نمی آید از نشاط
تا زیر لب حبیب تبسم نمی کند ۴
چندانکه میتوان سخن دل بما بگو
عاشق بصوت و حرف تکلم نمی کند ۵
صوفی بدور لعل لبت سنگسار باد
گر سر فدای خشت سر خم نمی کند ۶
بی عشق گلرخی نسراید غزل کمال
بلبل که مست نیست ترنم نمی کنند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۴ - چشمت به سعی غمزه در فتنه باز کرد
گوهر بعدی:شماره ۳۷۶ - چشم توأم به غمزه خونخوار می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.