هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به توصیف عشق و شیفتگی به معشوق میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق، تأثیر عمیق او بر دلها، و احساسات خود در برابر او سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند عقل، جان، و بلای عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارند.
شماره ۳۸۱ - چشمش را عقل و مبه و جان زد
چشمش را عقل و مبه و جان زد
این دزد هزار کاروان زد ۱
هر نیر بلا که سوی دلها
از غمزه کشید بر نشان زد ۲
خاک در او چو دیده دریافت
اشک آمد و سر بر آستان زد ۳
مه کرد شبی طواف آن گوی
صد چرخ دگر به ذوق آن زد ۴
در پوزه دستبوس کردم
دستم بگرفت و بر دهان زد ۵
شد خسته ز لطف آن بناگوش
هرگه در گوش او برآنه زد ۶
در شد سخن کمال و زد لاف
لاف از سخن چو در توان زد ۷
این دزد هزار کاروان زد ۱
هر نیر بلا که سوی دلها
از غمزه کشید بر نشان زد ۲
خاک در او چو دیده دریافت
اشک آمد و سر بر آستان زد ۳
مه کرد شبی طواف آن گوی
صد چرخ دگر به ذوق آن زد ۴
در پوزه دستبوس کردم
دستم بگرفت و بر دهان زد ۵
شد خسته ز لطف آن بناگوش
هرگه در گوش او برآنه زد ۶
در شد سخن کمال و زد لاف
لاف از سخن چو در توان زد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۰ - چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب داد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۲ - چنین که سوز فراقم ز سینه دود برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.