هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و فلسفی درباره عشق، دلبستگی، و نگرانیهای روحی است. شاعر از عشق به معشوق، درد هجران، و طبیعت ناپایدار زندگی سخن میگوید و از مفاهیمی مانند نور شمع به عنوان نماد روشنایی دل و عشق استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند میخوارگی و عیبگیری ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۴۰۸ - دل مقیم در آن جان جهان می باشد
دل مقیم در آن جان جهان می باشد
خاطر آنجاست که آن جان جهان می باشد ۱
خوش بود دل نگرانی بچنان دلبندی
که بدین کس دل او هم نگران می باشد ۲
گر شدم عاشق و میخواره مرا عیب مکن
پیر من کاین همه در طبع جوان می باشد ۳
هر کجا می گذرم عاشق و رندم خوانند
عاشق آری همه جانی به نشان می باشد ۴
تا نسوزی نشود شمع دلت نورانی
شمع را روشنی خاطر از آن می باشد ۵
همه شهر بگفتند و گفتند خلاف
که فلانرا طمع وصل فلان می باشد ۶
از غم هجر میندیش کمالا چندین
که فلک گاه چنین گاه چنان می باشد ۷
خاطر آنجاست که آن جان جهان می باشد ۱
خوش بود دل نگرانی بچنان دلبندی
که بدین کس دل او هم نگران می باشد ۲
گر شدم عاشق و میخواره مرا عیب مکن
پیر من کاین همه در طبع جوان می باشد ۳
هر کجا می گذرم عاشق و رندم خوانند
عاشق آری همه جانی به نشان می باشد ۴
تا نسوزی نشود شمع دلت نورانی
شمع را روشنی خاطر از آن می باشد ۵
همه شهر بگفتند و گفتند خلاف
که فلانرا طمع وصل فلان می باشد ۶
از غم هجر میندیش کمالا چندین
که فلک گاه چنین گاه چنان می باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۷ - دل گرمم ز نو بر آتش غم سوخته باد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۹ - دل من بار جنایه تو نه تنها بکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.