هوش مصنوعی:
شاعر از بیوفایی و بیتوجهی معشوق یا شخصی مهم شکایت میکند. با وجود التماس و زاریهای بسیار، طرف مقابل به عهد خود وفا نکرده و توجهی به درد و رنج شاعر ننموده است. شاعر با ناامیدی و اندوه، به وفاداری خود اشاره میکند اما در نهایت به این نتیجه میرسد که شکایت از سلطان وقت بیفایده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و ناامیدی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۲۲ - دیدی که بار وعده خود را وفا نکرد
دیدی که بار وعده خود را وفا نکرد
ما را بخویش خواند و بخلوت رها نکرد ۱
بسیار لابه کردم و زاری و بیخودی
آن ناخدای ترس در بسته وا نکرد ۲
گر بود در میانه حدیثی چرا نگفت
س ور داشت شکوه ای ز من آندم چرا نکرد ۳
رفتم بدان امید که حاجت کند روا
از در روانه کردم و حاجت روا نکرد ۴
ما را چو موی خویش پریشان فرو گذاشت
وز روی لطف چشم عنایت به ما نکرد ۵
أهم شنید لیک نفرمود رحمتی
نبضم بدید درد دلم را دوا نکرد ۶
گفتم که روی دل به سوی دیگری کنم
حسن وفا و عهد قدیمش رها نکرد ۷
نی نی شکایتی نتوان کرد ای کمال
سلطان وقت اگر نظری با گدا نکرد ۸
ما را بخویش خواند و بخلوت رها نکرد ۱
بسیار لابه کردم و زاری و بیخودی
آن ناخدای ترس در بسته وا نکرد ۲
گر بود در میانه حدیثی چرا نگفت
س ور داشت شکوه ای ز من آندم چرا نکرد ۳
رفتم بدان امید که حاجت کند روا
از در روانه کردم و حاجت روا نکرد ۴
ما را چو موی خویش پریشان فرو گذاشت
وز روی لطف چشم عنایت به ما نکرد ۵
أهم شنید لیک نفرمود رحمتی
نبضم بدید درد دلم را دوا نکرد ۶
گفتم که روی دل به سوی دیگری کنم
حسن وفا و عهد قدیمش رها نکرد ۷
نی نی شکایتی نتوان کرد ای کمال
سلطان وقت اگر نظری با گدا نکرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۱ - دی خرامان برهی بار مرا پیش آمد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۳ - ذکر مه کردم شبی روی توأم آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.